معرفی گیاه كلزا

كلزا (1)
Brassica napus L.

Family: Brassicaceae

Synonyms: Brassica campestris

English name: Winter rape, Rape, Colza

 

ريخت شناسي گياه: گياه يكساله يا دو ساله، به رنگ سبز با ارتفاع 150 سانتيمتر مي‌باشد. ريشه باريك و محكم و ساقه منفرد، منشعب با شاخه‌هاي ايستاده منتهي به گل آذين است. برگ‌هاي قاعده‌اي و بن رستها دمبرگدار و بدون كرك، برگهاي بالاي ساقه بدون دمبرگ كامل، پهن دراز يا پهن دراز – تخم مرغي مي‌باشند. گلها زرد رنگ تقريباً بزرگ، مجتمع در خوشه‌هاي ابتدا متراكم و ميوه‌ها خورجينك بدون دانه يا داراي فقط يك دانه مي‌باشند (2).

محل رويش: در هزار جريب، مازندارن، بين زاهدان و خاش پراكندگي دارد. همچنين در بيشتر قسمتهاي ايران بصورت كاشته شده موجود مي‌باشد (2).

زمان برداشت قسمت مورد استفاده: زماني عمل برداشت انجام مي‌شود كه رنگ بذرها از زرد به قهوه‌اي تغيير يابد (3).

قسمت مورد استفاده: دانه (4).

كاربرد درماني: روغن حاصل از دانه آن اثر نرم كننده و ملين دارد. در استعمال خارجي از قديم براي التيام زخمها بكار ‌رفته است. ريشه آن مدر، حل كننده املاح ادراري،‌ ضداسكوربوت و نرم كننده است. در دفع سنگ كليه، نقرس، التهاب مثانه و رفع چاقي موثر است. بصورت ضماد براي تسكين دردهاي مفصلي، نقرس، آبسه و سرمازدگي بكار مي‌رود (5).

آثار فارماكولوژيك مشاهده شده: باعث افزايش سنتز پروتئينهايي كه خاصيت ضدميكروبي دارند، مي‌گردد (6).

احتياط مصرف: روغن دانه گياه بسيار سمي است (3).

منع مصرف: روغن دانه گياه نبايد مصرف شود (3).

تركيبات شيميايي: گليسيريد (اروسيك اسيد)، اولئيك، لينولئيك و اسيدهاي چرب (3).

نحوه و ميزان مصرف: روغن آن بيشتر در صنايع غذايي كاربرد دارد (4).

مصرف غذايي: ريشه آن مصرف خوراكي دارد (4).

نام تجاري دارو ساخته شده از گياه: فرآورده دارويي ندارد.

منابع:

1- مظفريان، ولي الله. شناخت گیاهان دارویی و معطر ایران. انتشارات فرهنگ معاصر، 1391

2- قهرمان، احمد. فلور ايران (جلد 15). موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع، 1362: 1772

3- Brassica napus L. available from: URL  http://www.hort.purdue.edu/newcrop /duke_energy/Brassica _napus.htm

4- Royal Pharmaceutical Society. Martindale, The Extra Pharmacopoeia. 1996: 1

5- زرگري، علي. گياهان دارويي. (جلد 1). موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1376: 237 و 238

6- J Biol chem. 1999 Jul 23; 274 (3): 20925 – 30

 

 


چاپ   ایمیل