معرفی گیاه زيره سبز

   زيره سبز (1)

.Cuminum cyminum L

Family: Apiaceae

Synonyms: Cuminia cyminum J.F.Gmel., Cuminum officinale Garsault

English name: Cumin, Cummin

ريخت شناسي گياه: گياهي علفي، يكساله، ارتفاع 30 سانتيمتر. داراي برگهاي باريك. گلها بصورت خوشه و به رنگ صورتي متمايل به قرمز تا سفيد است (2، 3).

محل رويش: در اكثر نقاط ايران بويژه تبريز كاشته مي‌شود (1).

زمان برداشت قسمت مورد استفاده: دانه در اوخر تابستان جمع‌آوري مي‌شود (2).

قسمت مورد استفاد ه: ميوه (2، 4).

كاربرد درماني: هضم كننده غذا و افزايش دهنده ترشح شير مي‌باشد. در كشور هند از آن براي رفع بي‌خوابي استفاده مي‌شود. روغن اين گياه ضدباكتري مي‌باشد. در آيورودا همراه با گياهان ديگر جهت بهبود و افزايش فعاليتهاي كبد و در درمان سرماخوردگي بعنوان تب بر استفاده مي‌شود (2، 3).

آثار فارماكولوژيك مشاهده شده: اثرات ضد ديابت (5)، ضد قارچ (6) و ضد هليكوباكترپيلوري داشته است (7).

احتياط مصرف: مطلبي يافت نشد.

منع مصرف: مطلبي يافت نشد.

تركيبات شيميايي: اسانس (پينن، آلفاترپينول)، فلاونوئيد (آپي ژنين)، كومارين(2، 8).

نحوه و ميزان مصرف: بصورت خوراكي و موضعي كاربرد دارد. 600-300 ميلي گرم از آن معادل 5 تا 10 عدد ميوه بصورت تك دوز مصرف مي‌شود (9).

مصرف غذايي: بعنوان چاشني، در ادويه كاري و ترشيجات بكار مي‌رود (2).

نام تجاري داروي موجود در ايران: فرآورده‌هاي سنكل و شيرافزا (10).

منابع:

1- مظفريان، ولي الله. شناخت گیاهان دارویی و معطر ایران. انتشارات فرهنگ معاصر، 1391

2- Anderw Chevallier. The Encyclopedia of Medicinal Plants. 1996: 194

3- Dent bown. Encyclopedia of Herbs and other uses. 1996: 270

4- يزداني، داراب. شهنازي، سحر. سيفي، حامد. كاشت، داشت و برداشت گياهان دارويي. جهاددانشگاهي واحد شهيد بهشتي، 1383: 63

5- Int J Food Sci Nutr. 2005; 56 (6): 399-414

6- Fitoterapia. 2005; 76 (7-8): 661-5

7- Phytother. Res. 2005; 19 (3): 198-202

8- Jean Bruneton. Pharmacognosy Phytochemistry Medicinal Plants. 1995: 445

9- Bette Lagow. PDR for Herbal medicines. 2004: 246

- كميته تدوين فارماكوپه گياهي ايران. فارماكوپه گياهي ايران. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي. معاونت غذا و دارو، 1381: 417

معرفی فلفل قرمز

فلفل قرمز(1)

فلفل سبز

Capsicum annuum L.

Family: Solanaceae

Synonyms: Caspicum frutescense L.

English name: Bush red pepper, Spanish pepper, Cayenne pepper, Red pepper

 

ريخت شناسي گياه: گياهي است چند ساله، علفي، ايستاده با طول حدوداً يك متر كه گلها سفيد، كوچك و محوري مي‌باشند. ميوه‌ها سته، مخروطي، قرمز رنگ، محتوي دانه‌هاي سفيد رنگ هستند (2).

محل رويش: اين گياه بومي ايران نيست و بصورت كاشته شده در ايران موجود مي‌باشد (1).

زمان برداشت قسمت مورد استفاده: ميوه قبل از رسيدن كامل در اواخر تيرماه تا اواسط مرداد ماه جمع‌آوري مي‌گردد(1).

قسمت مورد استفاده: ميوه (3).

كاربرد درماني: فلفل برای مشکلات گوارشی از جمله گاز روده، درد معده و اسهال استفاده می شود.
سایر کاربردهای فلفل عبارت است از: تسکین دندان درد، دریازدگی، اعتیاد به الکل، مالاریا و تب است. همچنین برای کمک به افرادی که مشکل بلع دارند استفاده می شود.
مصرف موضعی فلفل برای درد ناشی از زونا، استئوآرتریت، آرتریت روماتوئید، و فیبرومیالژیا همچنین برای درد عصب (نوروپاتی) مرتبط با دیابت و انواع دردهای عصبی (نورالژی)، و کمر درد بکار برده می شود.. در كمبود جريان خون محيطي و بصورت موضعي در درمان دردهاي عصبي شامل دردهاي روماتيسمي و سرمازدگي بكار مي‌رود (3).

آثار فارماكولوژيك مشاهده شده: كاپسيكوم يك نوروپپتيد فعال است كه ساخت، ذخيره، انتقال و آزاد شدن ماده P را تحت تأثير قرار مي‌دهد. اين دارو با تخليه ماده P و ممانعت از تجمع مجدد آن در اعصاب حسي محيطي، پوست و مفاصل را نسبت به درد غير حساس مي‌نمايد. كاپسايسين موجود در گياه سبب تحريك متابوليسم چربي از بافت ذخيره‌اي مي‌گردد و همچنين دو آنزيم كبد G6PD و ليپوپروتئين ليپاز را فعال مي‌كند (3). اولئورزين كاپسيكوم باعث كاهش كلسترول و تري گليسريد خون و مهار تجمع كلسترول و تري گليسريد در كبد و آئورت جربيل تحت تغذيه غذاي پرچرب شده است (4).

احتياط مصرف: محرك غشاء مخاطي است و تنفس آن سبب واكنشهاي آلرژيك مي‌شود. مصرف خوراكي زياد آن باعث آسيب كليوي، كبدي و گوارشي مي‌شود با داروهاي مهار كننده MAO و كاهش دهنده‌هاي فشار خون، بدليل افزايش آزادسازي كاتكول آمينها تداخل دارد و سبب افزايش متابوليسم داروها مي‌گردد (3).

منع مصرف: كاپسيكوم روي نواحي ترك خورده يا ملتهب پوست، مگر تحت شرايط ويژه، و در نوزادان و اطفال زير دو سال، مگر تحت نظر پزشك ، نبايد مصرف شود.

تركيبات شيميايي: پروتئين، ويتامين، كومارين، فلاونوئيد، اسانس، ساپونين‌هاي استروئيدي (Capsicidine)، رنگدانه‌هاي كاروتنوئيدي، كاپسايسين (ماده فنلي) (3، 5).

نحوه و ميزان مصرف:

1- ميوه: 120-30 ميلي‌گرم سه بار در روز ميل شود.

2- تنتور: 1-3/0 ميلي‌ليتر، ميل شود.

3- تنتور قوي گياه: 2-06/0 ميلي‌ليتر ميل شود (3).

مصرف غذايي: به عنوان ادويه و چاشني مصرف مي‌شود (6).

نام تجاري دارو ساخته شده از گياه:

Aust.: A B C, Ger.: Capsamol; Dolenon; Kneipp Rheuma salbe, Thermo Burger

UK.: Fiery Jack (7).

 

منابع:

1- صمصام شريعت، هادي. پرورش و تكثير گياهان دارويي. ماني، 1374: 331

2- قهرمان، احمد. كورموفيتهاي ايران (سيستماتيك گياهي). جلد سوم. مركز نشر دانشگاهي، 1373: 222

3- Carol a. Newall, Linda a Anderson, J. danid philipson. Herbal Medicines. 1996: 60

4- Phytother. Res. 2002; 16 (3): 273-5

5- Andrew Chevalier. The Encyclopedia of Medicinal Plants. 1996: 70

6- J Chem Ecol. 2007; 33(11): 2123-32

7- Royal Pharmaceutical Society. Martindale, The Extra Pharmacopoeia. 2002: 1591

معرفی گیاه خارخاسك

خارخاسك (1)

خارخسک

Tribulus terrestris L.

Family: Zygophyllaceae

Synonyms: Tribulus lanuginosus L., Tribulus saharae A. Chev.

English name: Land caltrops, Turkey – blossom, Puncture vine

 

ريخت شناسي گياه: گياهي يكساله با انشعابات گسترده بر سطح خاك مي‌باشد. برگهاي آن مركب، زوج شانه‌اي و غالباً متقابل بوده و گلها به رنگ زرد، كوچك، منفرد مي‌باشند. ميوه به شكل مجموعه‌اي، قابه‌دار، ناشكوفا كه در موقع رسيدن قسمتهاي پنجگانه آن از هم جدا و پراكنده مي‌شوند و هر يك از مريكارپها در سطح بيروني خاردار و يا باله‌دار است (2).

محل رويش: در بيشتر نقاط ايران، نواحي شمالي بويژه بندر انزلي، قم و خوي پراكندگي دارد (2، 3).

زمان برداشت قسمت مورد استفاده: ميوه‌هاي اين گياه را در اواخر تابستان و اوايل پاييز جمع‌آوري مي‌نمايند (4).

قسمت مورد استفاده: ميوه (5).

كاربرد درماني: بعنوان مدر، كاهش دهنده فشار خون و تحريك كبد كاربرد دارد (5). خواص درماني متفاوتي نظير دفع سنگ كليه و مثانه (6)، رفع التهاب مجاري ادرار، ‌تنظيم فشار خون (7)، تحريك كننده كبد دارد. در برخي مطالعات اثرات ضدديابتي اين گياه مورد بررسي قرار گرفته است (8).

آثار فارماكولوژيك مشاهده شده: اثرات مفيدي از تركيبات ساپونيني گياه در درمان بعضي گرفتگي‌هاي عضلات صاف و يا دردهاي كوليك گزارش شده است (9). در مطالعات ديگري مشخص شده است ساپونين موجود در اين گياه مي‌تواند سبب كاهش چشمگير گلوكز سرم و مهار گلوكونئوژنز كبدي گردد (10). بعلاوه تجويز خوراكي ساپونين گياه خارخاسك در موش صحرايي مي‌تواند از طريق مهار آلفا – گلوكوزيدار روده باريك سبب تاخير در جذب گلوكز و كاهش قند خون پس از غذا شود. در بررسي ديگري نيز مشخص شد داراي خواص آنتي اكسيداني مي‌باشد (11).

احتياط مصرف: مطلبي يافت نشد.

منع مصرف: مطلبي يافت نشد.

تركيبات شيميايي: ساپونين، سيناميك آميد، آمينو اسيد، استرول (12).

نحوه و ميزان مصرف: 2 تا 4 گرم بصورت دم كرده 3 بار در روز مورد استفاده قرار مي‌گيرد (11).

مصرف غذايي: مصرف غذايي ندارد.

نام تجاري دارو ساخته شده از گياه:

IR.: Prostatan; Aphrodit; Sankol (4).

منابع:

1- مظفريان، ولي الله. شناخت گیاهان دارویی و معطر ایران. انتشارات فرهنگ معاصر، 1391

2- قهرمان، احمد. كورموفيتهاي ايران (سيستماتيك گياهي). جلد دوم. مركز نشر دانشگاهي، 1373: 362

3- صمصام شريعت، هادي. پرورش و تكثير گياهان دارويي. ماني، 1374: 250

4- كميته تدوين فارماكوپه گياهي ايران. فارماكوپه گياهي ايران. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي. معاونت غذا و دارو، 1381: 270 و 267

5- Penelope ody: The herbs society's Complete Medicinal Herbal. 1995: 180

6- Sangeeta D et al, Department of Biochemistry, Panjab University – Effect of Tribulus terrestris on oxalate metabolism in rats, Ethnopharmacology, 1994 cotober

7- Sharifi AM. et al, Department of Pharmacology, Razi institute for Drug Research and Cellular and Molecular Research Center Study of antihypertensive mechanism of Tribulus terrestris in 2 K 1 C hyper tensive rats: role of tissue ACE activity, Life Science, 2003 october.

8- Li M et al. School of life Science – Hypoglycemic effect of Saponin from Tribulus terrestris, Zhong yao cai, 2002 june

9- Boll chim Farm 1998 Dec; B 7 (11): 473-5

10- Li M et al. School of life Science, effect of the decoction of Tribulus terrestris on mice gluconeogenesis, Zhong yao Cai, 2001 August

11- Zhang SJ et al, Inhibitory effects of saponins from Tribulus terrestris on alpha – glucosidase in small intestines of rats, Zhongguo, 2006 june.

12- J Ethanopharmacol 1999 Aug; 66(2): 142-50

معرفی گیاه زرشك

زرشك (1)

Berberis vulgaris L.

Family: Berberidaceae

English name: Barberry, European barberry

 

ريخت شناسي گياه: ساقه‌ها متعدد، چوبي، بسيار منشعب، با پوست زرد يا متمايل به قهوه‌اي، داراي خارهاي تقريباً بلند به طول 5/3-1 سانتيمتر، ساده يا سه شاخه هستند. برگها چمچه‌اي يا بيضي، واژ تخم مرغي، پهن دراز كامل، در انتها مدور يا كمي تيز، كمي ضخيم، چرمي، در قاعده باريك شده و منتهي به دمبرگ كوتاه مي‌باشند. گلها زرد رنگ در خوشه‌هاي متراكم، پر گل و طويلتر از برگها و ميوه‌ها تخم مرغي يا نيمه كروي و در موقع رسيدن قرمز مي‌شوند (2).

محل رويش: در جنگل گلستان،‌ سمنان، دامغان، شاه پسند، حوالي بجنورد، بين نيشابور و مشهد، تربت حيدريه، بيرجند، دره رودخانه قطور، اصفهان، ‌دورود، اشترانكوه، 43 كيلومتري شيراز – خسروي، اردكان، دشت ارژه، كرمان، ارتفاعات جبال بارز، سيرجان بين بم و جيرفت، يزد، شيركوه، اطراف تهران و كندوان مي‌رويد (2).

زمان برداشت قسمت مورد استفاده: پوست ساقه‌ها را در بهار، ‌پوست ريشه‌ها را در پاييز و ميوه‌ها را هنگام رسيدن كامل در شهريور و مهر جمع‌آوري مي‌نمايند (3).

قسمت مورد استفاده: برگ،‌ ميوه، پوست ساقه و ريشه (4).

كاربرد درماني: بربرین موجود در زرشک دارای خواص درمانی مانند اثر ضد میکروبی، ضد تومور، ضد التهاب و کاهنده ی اختلالات عصبی می باشد (6-4).و همچنین در پیشگیری از اختلالات عروق کرونر مؤثر است (7).از زرشک می توان به منظور رفع تشنگی و عطش استفاده کرد.همچنین اثرات درمانی آن در بیماری های کبدی و اسهال خونی آمیبی دیده شده است (8،9).از خواص دیگر آن می توان خاصیت آنتی اکسیدانی، ضد انگلی، ضد التهاب و کاهنده ی قند، کلسترول، تری گلیسیرید و فشار خون را نام برد (9و10)

آثار فارماكولوژيك مشاهده شده: بواسطه وجود آلكالوئيدهاي گياه (بربرين واكسي آكانتين) فعاليتهاي ضدالتهابي گزارش شده است (5). عصاره ميوه در موش صحرايي اثر پايين آورنده فشار خون بالا داشته است (6). بربرین موجود در گیاه زرشک می تواند عملکرد کبدی و ترشح صفرا را بهبود بخشد و موجب کاهش چربی های بدن شود (13).همچنین بربرین برای پایین آوردن قند خون مانند متفورمین مؤثر است (14،15).و مکانیسم عمل آن شامل مهار آلدوزردوکتاز، القاء گلیکولیز و پیشگیری از مقاومت به انسولین از طریق افزایش بیان گیرنده های انسولینی می باشد (15،16،17).این گیاه تأثیر زیادی در درمان لیشمانیوزیس، جلوگیری از رشد باکتری ها، کاهش انقباض عضلات صاف، کاهش التهاب، جلوگیری از تجمع پلاکت ها، تحریک ترشح صفرا و کاهنده ی فشار خون می باشد (18،19).تحقیقات ثابت کرده است که آلکالوئیدهای گیاه زرشک قادرند ایمنی به واسطه ی سلول های T را افزایش دهند (20).علاوه بر این عصاره ی گیاه زرشک در مهار پروتئین فعال کننده ی سلول های هپاتومای انسانی مؤثر می باشد (21).همچنین مطالعات نشان می دهد که عصاره ی زرشک دارای خاصیت آنتی هیستامینی و آنتی کولینرژیکی می باشد و باعث مهار استیل کولین استراز می شود (22،23).مصرف گیاه زرشک موجب مهار آنزیم تیروزین دکربوکسیلاز و تیروزین هیدروکسیلاز می شود می شود که منجر به کاهش ترکیبات دوپامین در سلول ها می شود (22).

احتياط مصرف: كسانيكه با چوب آن سركار دارند ممكن است به اسهال و درد شكم مبتلا شوند. خونريزي بيني،‌ تهوع، اسهال، تحريك كليوي، نفريت علائم مسموميت مي‌باشند، تزريق زير جلدي آن بي حسي موضعي و تجمع رنگدانه‌هاي پوستي ايجاد مي‌كند (4).

منع مصرف: استفاده از گیاه زرشک در دوران بارداری مجاز نمی باشد.این گیاه به عنوان یک ماده ی تراتوژن از جفت عبور کرده و می تواند در جریان رشد و تمایز بافت های مختلف جنین اثر منفی گذارد.مصرف زرشک در دوران بارداری سبب افزایش انقباضات رحمی می شود.و آتروفی نمودن آندومتر به دلیل ویژگی ضد استروژنی آن و مهار دریافت اکسیژن توسط سلول ها می شود که همگی موجب عدم تغذیه ی کامل جنین و در نتیجه بروز ناهنجاری در آن و سقط جنین می شود (11،12).همچنین بربرین موجود در این گیاه در زنان باردار موجب افزایش سطح بیلی روبین و به دنیا آمدن نوزادان با زردی می شود (12).

تركيبات شيميايي: آلكالوئيد ايزوكينوليني (بربرين) (7).

نحوه و ميزان مصرف:

1- ميوه: 1 تا 2 قاشق چاي خوري در 150 ميلي‌ليتر آب در حال جوش بعد از 10 تا 15 دقيقه ميل شود.

2- ريشه: 2 گرم از پودر ريشه در 250 ميلي‌ليتر آب در حال جوش دم كشيده و مصرف مي‌شود (8).

مصرف غذايي: ميوه آن در انواع غذاها كاربرد دارد (4).

نام تجاري دارو ساخته شده از گياه:

Aus.: Murine; NZ.: Murine (9).

 

 

 

 

منابع:

1- مظفريان، ولي الله. شناخت گیاهان دارویی و معطر ایران. انتشارات فرهنگ معاصر، 1391

2- قهرمان، احمد. فلور ايران (جلد 7). موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع، 1362: 796

3- صمصام شريعت، هادي. پرورش و تكثير گياهان دارويي. ماني، 1374: 266

4-
4-Ortiz LM, Lombardi P, Tillhon M, Scovassi AI. Berberine, an epiphany against cancer. Molecules. 2014 Aug15;19(8):12349-67.
5-Li Z, Geng YN, Jiang JD, Kong WJ. Antioxidant and anti-inflammatory activities of berberine in the treatment of diabetes mellitus. Evid Based Complement Alternat Med. 2014;2014:289264.

6-Vuddanda PR, Chakraborty S, Singh S. Berberine: a potential phytochemical with multispectrum therapeutic activities. Expert Opin Investig Drugs. 2010 Oct;19(10):1297-307.

7-Derosa G1, Maffioli P, Cicero AF. Berberine on metabolic and cardiovascular risk factors: an analysis from preclinical evidences to clinical trials. Expert Opin Biol Ther. 2012 Aug;12(8):1113-24.

8-Blumenthal M. The complete German Commission E Monographs: Therapeutic Guide to Herbal Medicines, Austin: American Botanical Council. 1998; 16-67.

9-Joel L. Natures medicine,plants that heal.Materia medica, Vegetable;Medicinal plants; Pharmacognosy; Alternative medicine; Plants; Farmacognosie; Plantaardige geneesmiddelen; Geneeskrachtige planten; Herbal Medicine; Complementary Therapies; Phytotherapy. 2000; 410.

10-Sun X, Zhang X, Hu H. Berberine inhibits hepatic stellate cell proliferation and prevents experimental liver fibrosis, Biological & Pharmaceutical Bulletin. 2009; 32(9): 1533–1537.

11-Dixit VP, Guta RS. Effect of dihydropalmitinium hydroxid isolated from the roots of Berberis chitria on intact/ sprayed/ estradiiol dipropionat pregnant female gribils(Merionens hurrianae serdon) proceeding of Indian Academic sciences , Animal sciences. 1984; 93(7): 619-637.

12-Potopslshii AL, Akishina TM, Shishka GV. Antimicrobic and antineoplastic properties of alkaloids of greater celandine and their thiophosphamide derivatives. Microbial ZH. 1975; 37(6): 755-9.

13-Shamsa F, Ahmadiani A, Khosrokhavar R. Antihistaminic and anticholinergic activity of barberry fruit (Berberis vulgaris) in the guinea-pig ileum. J Ethnopharmacol. 1999; 64(2): 161-166.

14-Yin J, Xing H, Ye J. Efficacy of berberine in patients with type 2 diabetes mellitus,Metabolism: Clinical and Experimental. 2008; 57(5): 712–7.

15-Wu LY, Ma ZM, Fan XL. The anti-necrosis role of hypoxic preconditioning after acute anoxia is mediated by aldose reductase and sorbitol pathway in PC12 cells, Cell Stress & Chaperones. 2009; 15(4): 387–394.

16-Yin J, Gao Z, Liu D, Liu Z, et al. Berberine improves glucose metabolism through induction of glycolysis, American Journal of Physiology. Endocrinology and Metabolism. 2008; 294(1): 148–56.

17-Lou T, Zhang Z, Xi Z. Berberine Inhibits Inflammatory Response and Ameliorates Insulin Resistance in Hepatocytes, Inflammation. 2011; 34(6): 659-67.

18-Meliani N, Dib Mel A, Allali H, et al.Hypoglycaemic effect of Berberis vulgaris L. in normal and streptozotocin-induced diabetic rats.Asian Pac J Trop Biomed 2011; 1: 468-71.

19-El-On J, Jacobs GP, Witztum E, et al.Development of topical treatment for cutaneous leishmaniasis caused by Leishmania major in experimental animals. Antimicrob Agents Chemother 1984; 26: 745-51.

20-Imanshahidi M, Hosseinzadeh H.Pharmacological and therapeutic effects of Berberis vulgaris and its active constituent,berberine. Phytother Res 2008; 22: 999-1012.

21-Fukuda K, Hibiya Y, Mutoh M, et al.Inhibition of activator protein 1 activity by Berberine in human hepatoman cels. Planta Med 1999; 65: 381-3.

22-Cui G, Quin X, Zhang Y, et al. Berberis differentially modulates the activities of ERK,P3 &MAPK, and JNK to suppress TH17and TH1 cell differentiation in type 1 diabetic mice. J Bio1 chem 2009; 2: 2842-9.

 

 

معرفی گیاه قدومه

 

 قدومه (1)

Alyssum alyssoides (L.) L.

Family: Brassicaceae

Synonyms: Alyssum campestre L.

English name: Alyssum, Madwort, Alisonو Alysson

ريخت شناسي گياه: گياهي پايا، كوهستاني و صخره‌اي، كوتاه، سبز متمايل به كبود، كم و بيش پوشيده از كركهاي كوتاه، ستاره‌اي شكل، شفاف و درخشان. ساقه متعدد، سبز و مات. برگها در پايين ساقه، واژ تخم مرغي. گل به رنگ زرد متمايل به سفيد، گاهي زرد كم رنگ، كوچك مجتمع در گل آذين كوتاه (2).

محل رويش: در خوي، بين شاه آباد و ماكو، اصفهان،‌ بين اصفهان و آباده، بين جلفا و اصفهان، قم، اطراف تهران و اطراف قزوين پراكندگي دارد (2).

زمان برداشت قسمت مورد استفاده: در تير و مرداد ماه جمع‌‌آوري ميشود (3).

قسمت مورد استفاده: ميوه (3).

كاربرد درماني: پس از قرار دادن در آب لعابي خارج مي‌گردد كه بعنوان نرم كننده سينه، رفع درد گلو و گرفتگي صدا در ايران مصرف مي‌شود (4).

آثار فارماكولوژيك مشاهده شده: مطلبي يافت نشد.

احتياط مصرف: در منابع احتياط مصرفي براي آن ذكر نشده است (4).

منع مصرف: در منابع منع مصرفي براي آن ذكر نشده است (4).

تركيبات شيميايي: دانه‌هاي گياهي حاوي گلوكزاينولات‌، ‌موسيلاژ، تركيبات روغني و پروتئين مي‌باشد (5).

نحوه و ميزان مصرف: 9-6 گرم دانه قدومه را در يك ليوان آب جوش ريخته و به مدت نيم ساعت بخيسانيد. سپس روزي 3 بار هر بار يك فنجان ميل كنيد (6).

مصرف غذايي: مصرف غذايي ندارد (6).

نام تجاري دارو ساخته شده از گياه: فرآورده دارويي ندارد (6).

منابع:

1- مظفريان، ولي الله. شناخت گیاهان دارویی و معطر ایران. انتشارات فرهنگ معاصر،  1391

2- قهرمان، احمد. فلور ايران (جلد 11). موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع، 1362: 1260

3- صمصام شريعت، هادي. پرورش و تكثير گياهان دارويي. ماني، 1374: 333

4- زرگري، علي. گياهان دارويي. موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1376: 192

5- M. Joneid. Mucilage – Containing Seeds of Alyssum Campestre. J Pharm and Pharmacol. 1953; 5: 626-31

6- كميته تدوين فارماكوپه گياهي ايران. فارماكوپه گياهي ايران. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي. معاونت غذا و دارو، 1381: 568

معرفی گیاه كرفس

كرفس (1، 2)

Apium graveolens L.

Family: Apiaceae

Synonyms: Apium graveolens var. dulce (Mill.) DC.

English name: Wild Celery, Celery, water parsley, Small parsley

 

ريخت شناسي گياه: گياهي دو ساله يا پايا، ارتفاع 80-40 سانتيمتر. ريشه عمودي و دوكي شكل. ساقه‌ها غالباً متعدد، ايستاده، توخالي، تقريباً زاويه‌دار، سبز، با شاخه‌هاي ضخيم و كم و بيش گوشتي. برگها گوشتي، ضخيم با تقسيمات ته شانه‌اي با 5 قطعه واژ مثلثي. گلها سفيد، مجتمع در چترهاي بدون پايه، ميوه تقريباً كروي، دو قسمتي، فندقه با پنج رگه نازك (3).

محل رويش: در سمنان، كوه پيغمبر، دره گز، زابل در سيستان و مكران پراكندگي دارد (3).

زمان برداشت قسمت مورد استفاده: دانه در نيمه تابستان تا پاييز جمع‌‌آوري ميشود (4).

قسمت مورد استفاده: ميوه، ريشه، اندامهاي هوايي (4، 5، 6).

كاربرد درماني: كرفس داراي خواص ضدروماتيسم، آرام بخش، مدر ضعيف و ضدعفوني كننده مجاري ادرار مي‌باشد. اين گياه براي درمان نقرس، التهاب مجاري ادرار،‌ افسردگي و بخصوص آرتريت روماتوئيد بكار مي‌رود (5).

آثار فارماكولوژيك مشاهده شده: بواسطه حضور فتالدئيد اثرات ضدگرفتگي عضله و آرامبخشي دارد و بواسطه آپي ژنين اثر مهار كنندگي تجمع پلاكتي دارد (5). به واسطه وجود لوتئولين، مهار كننده انتخابي قوي آنزيم سيكواكسيژناژ است و اثر ضدالتهاب دارد (7). دانه گیاه کرفس دارای خواص ضد التهابی و آنتی اکسیدان است و برای بالا بردن مقاومت کبد و طحال استفاده می شود. و همچنین خاصیت ضد سرطان و تکثیر سلولی دارد. ترکیب آپیئین این گیاه که یکی از اجزای اصلی گیاه می باشد دارای اثر مهاری بر تولید نیتریت دارد. تحقیقات ثابت کرده است که ترکیب آپی ژنین کرفس تولید پراکسید هیدروژن و ایمونوگلوبین E را که القا کننده تمایز هیستامین است مهار می کند و همچنین اثر مهاری روی سیکلواکسیژناز و لیپواکسیژناز دارد و مکانیسم عمل ضد التهاب آن از طریق مهار متابولیسم اسید آراشیدونیک است. فلاونوئیدهای موجود در این گیاه بر فعالیت تیروئیدی اثر مهاری دارد و همچنین باعث مهار فعالیت آنزیم تیروپراکسیداز و در نتیجه کاهش سطح هورمون های تیروئید می شود. فلاونوئیدها به دلیل شباهت ساختاری با هورمون های T3 و T4 به صورت فیدبک منفی بر فعالیت هیپوتالاموس- هیپوفیز اثر می گذارند.ترکیب کوئرستین این گیاه بر فعالیت دیدیناز I نیز اثر می گذارد. ترکیب های موجود در کرفس باعث کاهش سطح کلسترول تام و بالا بردن تری گلیسیرید کبدی می شود و برای کاهش فشار خون و تقویت قلب بسیار مفید است. تحقیقات ثابت کرده است که ویتامین B6 و اسید پانتوتنیک موجود در این گیاه به همراه منیزیم و کلسیم اثر مثبتی در تقویت ماهیچه ها دارد و دارای اثرات بالای آرامبخشی است(8-11).

تداخلات و احتیاط مصرف در این گیاه:

استفاده از گیاه کرفس در بیماران مبتلا به التهاب حاد کلیوی به دلیل اثرات تحریکی ترکیبات مونوترپنی و ترکیبات فتالید (Phthalide) موجود در اسانس و عصاره آن که در ادرار ترشح می شود مجاز نمی باشد.هنگام استفاده از این گیاه نباید در معرض نور آفتاب قرار گرفت، چون گیاه کرفس به دلیل وجود ترکیبات فورانوکومارین ها دارای سمیت نوری می باشند. در دوران بارداری به دلیل اثرات قاعده آور و تحریکی رحم منع مصرف دارد (12).تماس با ساقه كرفس باعث حساسيت نوري و مصرف خوراكي آن باعث واكنشهاي آلرژيك و آنافيلاكتيك مي‌شود (5).

منع مصرف: در زنان باردار مصرف نشود (5).

تركيبات شيميايي: اسانس (ليمونن، فتالدئيد، بتا سلينن)، كومارين (فورانوكومارين، برگاپتن)،‌ فلاونوئيد (آپي‌ئين) (4،13 ).

نحوه و ميزان مصرف:

1- جوشانده: 2-5/0 گرم ميوه خشك گياه سه بار در روز ميل شود (5).

2- عصاره مائي: 2/1-3/0 ميلي‌ليتر به نسبت 1:1 در الكل 60%، سه بار در روز ميل شود (5).

مصرف غذايي: بعنوان ماده غذايي به كار مي‌رود (5).

نام تجاري دارو ساخته شده از گياه: بصورت تركيب موجود مي‌باشد:

Fr.: Cachets lesoued, Ger.: Nephrubine, UK.: Vegetex  .(14)

 

 

منابع:

1- مظفريان، ولي الله. شناخت گیاهان دارویی و معطر ایران. انتشارات فرهنگ معاصر، 1391

2- قهرمان، احمد. كورموفيتهاي ايران (سيستماتيك گياهي). جلد دوم. مركز نشر دانشگاهي، 1373: 726

3- قهرمان، احمد. فلور ايران (جلد 9). موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع، 1362: 1010

4- Andrew Chevalier. The Encyclopedia of Medicinal Plants. 1996: 61

5- Carol a. Newall, Linda a Anderson, J. danid philipson. Herbal Medicines. 1996: 65

6- امامي، احمد. شمس اردكاني، محمد رضا. مهرگان، ايرج. فرهنگ مصور گياهان دارويي. مركز تحقيقات طب سنتي و مفردات پزشكي . دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، 1383: 120

7- Planta Med. 2007; 73 (3): 221-6

8-Dianat M, Veisi A, Ahangarpour A, Fathi Moghaddam H. The effect of hydro-alcoholic celery (Apium graveolens) leaf extract on cardiovascular parameters and lipid profile in animal model of hypertension induced by fructose. Adv Herbal Med. 2014; 5: 203-9.

9-Sultana-S, Ahmed-S, Jahangir-T.and Sharma-S. Inhibitory effect of celery seeds extract on chemically induced hepatocarcinogenesis:modulation of cell proliferation, metabolism and altered hepatic foci development.2005, Cancer Letters,221: 11-20.

10-Liu L, Ning, Z.q Zhang, K Deng, T lu, X.P. and Cheng, Y.Y. Phthalid lactones from ligusticum chuanxiong inhibit lipopolysaccharideinduced TNF-alpha production and TNF-alpha mediated NF-kappaB activation.2005, Planta Medica,71(9): 808-813.

11-Hardani A, Afzalzadeh MR, Amirzargar A,Mansouri E, Meamar Z. Effects of aqueous extract of celery (Apium graveolens L.) leaves on spermatogenesis in healthy male rats. Avicenna J Phytomed. 2015; 5: 113-9.

 

12- ضیایی، علی،مسگرپور، بیتا (1384). احتیاط مصرف و تداخلات دارویی گیاهان دارویی بر اساس شواهد و مستندات،انتشارات تیمورزاده- نشر طبیب.

 

13-Jean Bruneton. Pharmacognosy Phytochemistry Medicinal Plants. 1995: 444, 445

14- Royal Pharmaceutical Society. Martindale, The Extra Pharmacopoeia. 1996: 1687

 

معرفی گیاه افسنطين

افسنطين (1)

Artemisia absinthium L.

Family: Asteraceae

English name: Mugwort, Absinthium, Common Worm wood  (2)

 

ريخت شناسي گياه: گياه پايا، چند ساله، ارتفاع 60-40 سانتيمتر. ساقه متعدد، ايستاده، متمايل به سفيد. برگها در سطح زيرين پوشيده از كرك سفيد، در سطح روئي متمايل به سبز، برگهاي ساقه‌اي دو يا سه بار منقسم ته شانه‌اي با تقسيمات پهن دراز – خطي يا سرنيزه‌اي – نوك كند. گل به رنگ زرد، مجتمع در كپه‌هاي كوچك، تخم مرغي – پهن دراز (3).

محل رويش: در مازندران (سياه بيشه، پل زنگوله، حسن كيف، دره هراز)، گيلان (اسپيلي، آستارا)، آذربايجان (گردنه حيران، حاجي امير، سيلوانا، اردبيل، آستارا بالاتر از آبسين)، كردستان (بين لهريا و كرمانشاه)،‌ تهران (دماوند، پلور، آبگرم، رينه)، خراسان (كتل يك چنار) پراكندگي دارد (4).

زمان برداشت قسمت مورد استفاده: برداشت محصول دو مرتبه در سال، ‌يكي قبل از شكفتن گلها در فاصله ماههاي ارديبهشت و خرداد و ديگري در شهريور ماه انجام مي‌شود (5).

قسمت مورد استفاده: قسمت‌هاي هوايي گياه (2، 6).

كاربرد درماني: ضدكرم، ضدگرفتگي عضلاني، بادشكن، افزايش دهنده صفرا و ملين مي‌باشد. در هوميوپاتي نيز بكار مي‌رود (6، 7).

آثار فارماكولوژيك مشاهده شده: تركيب Thujone گياه با تتراهيدروكانابينول در اتصال به رسپتورهاي مغزي تداخل دارد و سبب ايجاد اثرات مخدر مي‌گردد (8). اين گياه در درمان بيماران مبتلا به بيماري كرون مفيد بوده است (9). اين گياه خاصيت كولينرژيك داشته كه استفاده از آن را براي تقويت حافظه توجيه مي‌كند (10).

احتياط مصرف: روغنهاي خالص اين گياه بشدت سمي مي‌باشند و بايد گياه حتماً توسط پزشك تجويز شود. اين گياه مخدر است و مصرف زياد گياه باعث بيقراري، لرزش، تشنج، تهوع و سرگيجه مي‌شود (6، 8).

منع مصرف: مصرف این دارو در بارداری اکیدا ممنوع است و FDA مصرف خوراکی این گیاه را مجاز نمی داند ولی برای دفع حشرات بصورت موضعی قابل استفاده است. (6، 8).

تركيبات شيميايي: اسانس، فلاونوئيد، اسيدهاي فنليك، تانن (8).

نحوه و ميزان مصرف:

1- تنتور: براي بهبود ناراحتيهاي گوارشي و هضم بكار مي‌رود (2).

2- دم كرده: به همراه گياهان ديگر براي هضم بكار مي‌رود (2).

مصرف غذايي: مصرف غذايي ندارد (6).

نام تجاري دارو ساخته شده از گياه: بصورت تركيب موجود مي‌باشد:

Fr.: Tisane Hepatique de Hoerdt; Ger.: Abdomilon N; Agrimonas N; Floradix Multipretten (7).

 

 

منابع:

1- مظفريان، ولي الله. شناخت گیاهان دارویی و معطر ایران. انتشارات فرهنگ معاصر، 1391

2- Anderw Chevallier. The Encyclopedia of Medicinal Plants. 1996: 63

3- قهرمان، احمد. فلور ايران (جلد 8). موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع، 1362: 895

4- امامي، احمد. شمس اردكاني، محمد رضا. مهرگان، ايرج. فرهنگ مصور گياهان دارويي. مركز تحقيقات طب سنتي و مفردات پزشكي . دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، 1383: 128

5- صمصام شريعت، هادي. پرورش و تكثير گياهان دارويي. ماني، 1374: 152

6-  John B. Lust. The Herb Book. 1974: 398

7- Royal Pharmaceutical Society. Martindale, The Extra Pharmacopoeia. 2002: 1571

8- James A. Duke. CRC Handbook of Medicinal Herbs 1989: 67

9- Phytomedicine. 2007; 14 (2-3): 87-95.

10- J Ethnopharmacol. 2000; 69 (2): 105-14

 

معرفی گیاه گز خوانسار

 گز خوانسار (1، 2)

گزانگبين

Astracantha adscendens (Boiss. & Hausskn.) Podlech

Family: Fabaceae (Papilionaceae)

Synonyms: Astragalus adscendens Boiss. & Hausskn.

ريخت شناسي گياه: درختچه‌اي، چند ساله و خودرو با ساقه چوبي. ارتفاع 1-5/0 متر. ساقه‌هاي چوبي گياه منشعب، افزايش تدريجي تعداد شاخه‌ها از پائين به بالا. رشد شاخه‌ها بيشتر در جهت افقي و كمي متمايل به طرف بالا، انتهاي شاخه‌ها كركدار. گلها به رنگ سفيد متمايل به زرد و هر دو پايه گل بر روي يك نهنج كركدار. توليد گز خوانسار توسط فعاليت حشره‌اي بنام Psylla cymophila (Psyllidae) (اين حشره در مرحله پورگي گزانگبين را بصورت رشته‌هاي خميري شفاف و بيرنگ نخي شكل دفع مي‌كند و اين رشته‌ها در مجاورت هوا منجمد شده و رنگ سفيد شكري بخود مي‌گيرند) (2).

محل رويش: گياه معمولاً در مناطق كوهستاني زاگرس از غرب اروميه تا زرد كوه و سبز كوه بختياري پراكندگي دارد (1).

زمان برداشت قسمت مورد استفاده: گزانگبين را در فصل تابستان (شهريور ماه) جمع‌آوري مي‌كنند (3).

قسمت مورد استفاده: مان (2).

كاربرد درماني: ملين، در تهيه فرمولهاي غذايي كودكان بكار مي‌رود (2، 4).

آثار فارماكولوژيك مشاهده شده: مطلبي يافت نشد.

احتياط مصرف: در منابع احتياط مصرفي براي آن ذكر نشده است (2).

منع مصرف: در منابع منع مصرفي براي آن ذكر نشده است (2).

تركيبات شيميايي: ساكاريد (فروكتوز)، موسيلاژ (5).

نحوه و ميزان مصرف: به عنوان ملين 20 تا 60 گرم در روز با كمي آب مصرف مي‌شود (4).

مصرف غذايي: از مواد اصلي تشكيل دهنده شيريني سنتي گز اصفهان مي‌باشد و در تهيه فرمولهاي غذايي كودكان بكار مي‌رود (2).

نام تجاري دارو ساخته شده از گياه: فرآورده دارويي ندارد (4).

منابع:

1- مظفريان، ولي الله. شناخت گیاهان دارویی و معطر ایران. انتشارات فرهنگ معاصر، 1391

2- آئينه چي، يعقوب. مفردات پزشكي و گياهان دارويي ايران. موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران. 1365: 94

3- امين غلامرضا، گياهان داروئي سنتي ايران. تهران: انتشارات معاونت پژوهشي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، 1370 (ج 1): 9-148

4- آئينه چي، يعقوب. مفردات پزشكي و گياهان دارويي ايران. موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران. 1365: 97

5- كميته تدوين فارماكوپه گياهي ايران. فارماكوپه گياهي ايران. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي. معاونت غذا و دارو، 1381: 246 

معرفی گیاه گون

گون (1)

Astragalus spp.

Family: Fabaceae (Papilionaceae)

English name: astragal, Feal broom, Locoweed  (2)

 

ريخت شناسي گياه: گياهي علفي يا درختچه‌اي است. برگها مركب تك شانه‌اي باريك يا داراي چند جفت برگچه، معمولاً كامل با دمبرگ غير منتهي به پيچك مي‌باشند. از با ارزش ترين جنسهاي گون subgenus Tragacanth مي‌باشد كه در برگيرنده گون‌هاي تيغي و توليد كننده كتيرا است. كتيرا صمغ طبيعي تراوش شده يا بدست آمده از گونه‌هاي مختلف گون مي‌باشد كه بوسيله بريدگي در قسمت تنه و شاخه گياه بدست مي‌آيد. كتيرا معمولاً نازك، پهن، مسطح، كم و بيش انحنادار و نواري شكل، به رنگهاي سفيد يا زرد كم رنگ، شفاف و بدون مزه مي‌باشد (1، 2).

اين جنس در ايران 800 گونه گياهي دارد كه از گونه‌هاي مختلف اين گياه در ايران استفاده سنتي به عمل مي‌آيد (1).

محل رويش: گونه‌هاي مولد كتيرا بيشتر در مناطق گرم و اراضي خشك و باير و كوهستاني مي‌رويند. بهترين نمونه كتيرا كه ارزش اقتصادي دارد از جنوب آسيا بخصوص ايران بدست مي‌آيد. اين گياه معمولاً در مناطق كوهستاني زاگرس از غرب اروميه تا زرد كوه و سبز كوه بختياري پراكندگي دارد (1، 2).

زمان برداشت قسمت مورد استفاده: در گونه A. gossypinus Fisch.، كتيرا در نيمه دوم تابستان از گياهان دو ساله برداشت مي‌شود (3).

قسمت مورد استفاده: گم (Gum) (2).

كاربرد درماني: تقويت كننده بدن و انرژي زا مي‌باشد (2).

آثار فارماكولوژيك مشاهده شده: ريشه گون ممكن است در بيماران مبتلا به نفروپاتي غشايي ايديوپاتيك مفيد باشد (4). ريشه گون بر پيشرفت بيماري كليه ناشي از ديابت اثر پيشگيري كننده و درماني دارد (5).

احتياط مصرف: مصرف خوراكي اين گياه گاهي اوقات حساسيت‌هاي شديد ايجاد مي‌نمايد و همچنين در اثر مصرف خارجي آن بروز درماتيت تماسي گزارش شده است (2).

منع مصرف: مطلبي يافت نشد.

تركيبات شيميايي: مواد معدني، ساكاريد (6).

نحوه و ميزان مصرف: از ريشه خشك شده 6-2 گرم و از عصاره آبي آن 12-4 ميلي‌ليتر روزانه ميل شود (7).

مصرف غذايي: گم گياه بعنوان عامل تثبيت كننده و قوام دهنده در صنايع غذايي بكار ميرود (2).

نام تجاري دارو ساخته شده از گياه:

Switz.: Tender wet; Uk.: Keltrol (2).

 

 

منابع:

1- مظفريان، ولي الله. شناخت گیاهان دارویی و معطر ایران. انتشارات فرهنگ معاصر، 1391

2- Royal Pharmaceutical Society. Martindale, The Extra Pharmacopoeia. 2002: 1504

3- زرگري، علي. گياهان دارويي. (جلد 1). موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1360: 9-447

4- Am J Kidney Dis. 2007; 50 (6): 1028-32

5- J Ethnopharmacol. 2007; 114 (3): 387-92

6- Jean Bruneton. Pharmacognosy Phytochemistry Medicinal Plants. 1995: 89

7- Bette Lagow . PDR for Herbal Medicines. 2004: 57

 

معرفی گیاه شابيزك

شابيزك (1)

شاهبيزك، بلادن

Atropa belladonna L.

Family: Solanaceae

English name: Black cherry, Deadly nightshade, Belladonna

 

ريخت شناسي گياه: گياهي چند ساله به طول 5/1 متر با برگهاي منفرد، تخم مرغي كامل، با دمبرگ كوتاه مي‌باشد. گل آذين اين گياه گرزن يك‌سويه، گلها به رنگ زرد يا مايل به ارغواني و ميوه‌ها سته و كروي به رنگ بنفش مايل به سياه مي‌باشند (2، 3).

محل رويش: در گيلان (اسالم، بين اسالم و خلخال، 20-10 كيلومتري غرب آستارا)، مازندران (پل سفيد، تنكابن، نوشهر، ‌رامسر، چالوس، 18 كيلومتري رامسر، رودبار) و گرگان پراكندگي دارد (4).

زمان برداشت قسمت مورد استفاده: برگها در ارديبهشت و تير ماه جمع‌آوري مي‌گردند (5).

قسمت مورد استفاده: سرشاخه‌هاي گلدار گياه،‌ ريشه (6).

كاربرد درماني: در درمان كوليك صفراوي، گوارشي و زخم معده و جلوگيري از آنفلوآنزا به همراه ملين‌ها مصرف مي‌شود. تنتور گياه براي درمان شب ادراري بكار مي‌رود. آرامبخش، ضدگرفتگي عضلاني، معرق، مدر، مخدر، براي درمان بيماري پاركينسون، تب بر، مسكن، گشاد كننده مردمك چشم و ضدآسم مي‌باشد (6، 7).

آثار فارماكولوژيك مشاهده شده: بواسطه حضور آلكالوئيدهاي موجود در گياه، تماس مستقيم سبب اتساع مردمك چشم مي‌شود (8). اين گياه گاهي اوقات باعث مسموميت در انسان شده است (9).

احتياط مصرف: شيره و ميوه گياه باعث حساسيت پوستي، تاول، كورك و بثورات جلدي مي‌شوند (7).

منع مصرف: بعلت اثر مخدر بايد توسط متخصص تجويز گردد (10).

تركيبات شيميايي: آلكالوئيد (هيوسيامين و آتروپين)، فلاونوئيد، كومارين، بازهاي فرار (نيكوتين) (2، 6).

نحوه و ميزان مصرف: بصورت قرص، شربت، پودر، قطره و ... وجود دارد. پودر آن (استاندارد شده بر اساس آلكالوئيدهاي تام به ميزان 28/0 تا 32/0 درصد) تك دوز به ميزان 05/0 تا 1/0 گرم ميل شود (11).

مصرف غذايي: كاربرد غذايي ندارد.

نام تجاري دارو ساخته شده از گياه:

Ger.: Belladonnysat Burger; USA.: Bellafoline  (6).

 

منابع:

1- مظفريان، ولي الله. شناخت گیاهان دارویی و معطر ایران. انتشارات فرهنگ معاصر، 1391

2- Anderw Chevallier. The Encyclopedia of Medicinal Plants. 1996: 66

3- قهرمان، احمد. كورموفيتهاي ايران (سيستماتيك گياهي). جلد سوم. مركز نشر دانشگاهي، 1373: 212

4- امامي، احمد. شمس اردكاني، محمد رضا. مهرگان، ايرج. فرهنگ مصور گياهان دارويي. مركز تحقيقات طب سنتي و مفردات پزشكي . دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، 1383: 51

5- صمصام شريعت، هادي. پرورش و تكثير گياهان دارويي. ماني، 1374: 316

6- Royal Pharmaceutical Society. Martindale, The Extra Pharmacopoeia. 1996: 493

7- James A. Duke. CRC Handbook of Medicinal Herbs 1989: 73

8- Fortschr Ophthalmol 1991; 88 (5): 588-91

9- Hum EXP Toxicol. 2003; 22 (12): 665-8

10- John B. Lust. The Herb Book. 1974: 110

11- Bette Lagow. PDR for Herbal medicines. 2004: 71